داستان کامل بازی فورتنایت [تمامی سیزن ها و چپتر ها] به صورت قدم به قدم

داستان بازی فورتنایت (از اول تا آخر!)

17 5,704
  •  برای این مقاله وقت و انرژی بسیار زیادی صرف شده است و در صورتی که قصد انتشار آن را در سایت، پیج اینستاگرام، چنل تلگرام یا یوتوب خود دارید، فقط با ذکر منبع (به صورت لینک و با ذکر نام سایت، یعنی پلی مگ) مجاز است و در صورتی که بدون اجازه از این مقاله استفاده کنید، از طریق مراجع قانونی مربوطه پیگیری خواهیم کرد.
  • همچنین به زودی داستان هر فصل از بازی فورتنایت را به صورت ویدیویی در چنل یوتوب سایت پلی مگ منتشر می کنیم.

خرید بتل پس فورتنایت یا خرید ویباکس فورتنایت یا خرید استارتر پک فورتنایت از فروشگاه پلی مگ روی متن های سبز کلیک کنید

داستان همه فصل ها و چپترهای FORTNITE

داستان چپتر 1 (Chapter 1)

فصل 3

داستان سیزن 3 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 3 چپتر 1 بازی فورتنایت

داستان بازی فورتنایت از یک نور آبی کوچک در آسمان آغاز شد. هر روزی که میگذشت کمی به جزیره نزدیک تر میشد. رصد خانه هایی در همه جای نقشه وجود داشت و ساکنان آنها در حال تحقیق بر روی ماهیت آن نور بودند. اما سپس یک خبر بد همه را شکه کرد. مشخص شد که آن نور آبی در واقع یک شهاب سنگ است که به سمت جزیره حرکت میکند. کمی بعد سنگ هایی کوچک شروع به برخورد با سطح نقشه و ایجاد آسیب های موقت کردند. اما این تازه شروع اتفاقی بود که همه چیز را تغییر میدهد.

فصل 4

داستان سیزن 4 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 4 چپتر 1 بازی فورتنایت

در تاریخ 1 می 2018، شهاب سنگ به جزیره برخورد کرد و یک کارخانه و یک انبار را نابود کرد. چند بخش کوچک تر ستاره نیز به بخش های دیگر نقشه برخورد کرد و باعث ایجاد چند حفره و چاله در نزدیکی Fatal Fields، Snobby Shores، the Motel، Dirt Track و… شد. سپس نقشه پر از سنگ های تو خالی درخشان و سنگ های پرشی شد که هر کدام ویژگی های عجیبی در خود داشتند.

همچنین فیلمی در دست ساخت قرار گرفته بود که بر روی باران شهاب سنگ ها و داستان فرار ابرشروری به نام امگا تمرکز داشت. سپس امگا مشغول به ساخت لشکری از ربات ها در ساختمانی نو ساخت به نام ویلن لیر شد تا با دشمنان خونی اش در “عمارت ابرقهرمان ها” مبارزه کند. در همین حین یک آژانس تحقیقاتی مخفی که با نام دولت هم شناخته میشدند، شروع به یک تحقیق گسترده در یک ساختمان که وسط Dusty Divot قرار داشت کرد. جایی که شروع به حفاری و بررسی شهاب سنگ کردند. دولت همچنین مشکل چاله ها و سنگ های جزیره را حل کرد و آنها را به ویلن لیر فرستاد، جایی که ممکن بود از قدرت های این سنگ ها بعنوان سوخت موشک استفاده شود. در این میان دولت موفق شد که کار حفاری شهاب سنگ را به اتمام برساند و مشخص شد که درون آن شهاب سنگ یک سفینه و یک موجود فضایی به نام The Visitor وجود دارد. ویزیتور با یک ماموریت از آنجا فرار کرد و به سمت ویلن لیر حرکت کرد. مقاصد واقعی او برای یک مدت طولانی نامشخص باقی ماند. او در ویلن لیر شروع به دخالت در کار های موشک کرد و سنگ ها را برای سوخت موشک ها دزدید.

در تاریخ 30 ژوئن 2018 ویزیتور موشک را پرتاب کرد. اما خطایی رخ داد، موتور موشک در Anarchy Acres سقوط کرد و موشک بعد از اوج گرفتن در آسمان شروع به برگشت و سقوط به سمت لیزر های Tilted Towers کرد. سپس یک شکاف نمایان شد و موشک را به درون خود کشید. موشک دوباره در Moisty Mire دیده شد و قبل ازینکه دوباره در نزدیکی Greasy Grove توسط یک شکاف به درون کشیده شود به دور جزیره پرواز کرد. شکافی بزرگتر بالای Loot Lake ایجاد شد و موشک از درون آن بیرون آمد و باعث ایجاد یک ترک بزرگ در آسمان شد. سپس بالاخره شکاف ناپدید شد. حین این رویداد میتوانستیم صدای ویزیتور را بشنویم که میگفت: “نوسان نقطه صفر روشن، تعیین مختصات، درگیر شدن شتاب دهنده میدان کوانتومی”. انرژی ای در آن سنگ ها بود که به شکاف ها اجازه ظاهر شدن و شروع برخورد جهان ها میداد. چند روز بعد از این رویداد سرنوشت ساز، شکاف هایی شروع به ظاهر شدن در جاهای مختلف نقشه شدند و اشیای مختلفی را به درون خود میکشیدند شکاف ها همچنین شروع به بیرون انداختن اشیایی از دنیا ها و زمین های دیگر و همینطور از گذشته کردند، مثل لنگر وایکینگ ها، استخوان اسکلت ها و حتی کالسکه هایی از غرب وحشی.

فصل 5

داستان سیزن 5 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 5 چپتر 1 بازی فورتنایت

در تاریخ جولای 2018، Moisty Mire تبدیل به یک زیست بوم صحرایی بزرگ با گسل هایی کوچک و بزرگ شد. زندان (The Prison) نابود شد و شهر کوچکی به نام Paradise Palms در نزدیکی آنجا ظاهر شد. Anarchy Acres با مکانی به نام Lazy Links جایگزین شد، کمی بعد Tomato Town با معبدی به نام Tomato Temple جایگزین شد و یک پایگاه بزرگ وایکینگ نیز در کوهی نزدیک Greasy Grove ظاهر شد. در همان کوهی که لنگر وایکینگ ها در آنجا ظاهر شده بود.

کمی بعد شکاف آسمان در اطراف تپه cacti شروع به پرتاب مرتب صاعقه کرد. آخرین پرتاب صاعقه باعث ایجاد یک مکعب بزرگ و ناپدید شدن شکاف در آسمان شد. مکعب، یک شی بنفش عجیب است که هنگام تهدید از خودش صاعقه به بیرون پرتاب میکند و نوشته های باستانی از خود نشان میدهد. سپس مکعب شروع به حرکت در اطراف نقشه کرد و در مسیرش به یک کلبه کوچک برخورد کرد و هفت نوشته باستانی در اطراف نقشه پدید آورد و باعث ایجاد مناطقی با جاذبه کم شد. همچنین به یک ساختمان جدید در tilted towers آسیب وارد کرد. در تاریخ 19 سپتامبر، مکعب به درون دریاچه Loot Lake افتاد و کم کم به مایع تبدیل شد و باعث شد که آب دریاچه برای چند روز پرشی شود.

فصل 6

داستان سیزن 6 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 6 چپتر 1 بازی فورتنایت

در تاریخ 27 سپتامبر، مکعب در رویداد The Sinking Event برگشت و وسط دریاچه Loot Lake را به یک جزیره شناور در هوا تبدیل کرد. سپس نوشته های باستانی خرابی هایی به بار آوردند و باعث ایجاد مناطقی به نام Corrupted Areas شد که قدرت نوشته ها جذب میکردند. پس از گذشت هفته ها بعد، Corrupted Area ها از جایشان بلند شدند و به سمت جزیره شناور حرکت کردند. چند روز بعد جزیره شناور Corrupted Area ها را ترک کرد و به دریاچه بازگشت و یک پورتال در آسمان ایجاد کرد. در نهایت مکعب یک انفجار کوچک بوجود آورد و جزیره را به چند تکه تقسیم کرد و چندین هرم از مکعب را به اطراف جزیره فرستاد و هیولا هایی را احضار کرد.

در تاریخ 4 نوامبر 2018، مکعب بعد از یک انغجار کوچک آسیب زیادی دید و قبل از چرخیدن، درخشان شدن و منفجر شدن، یک تکه از خودش را در چاله وسط دریاچه از دست داد. تمام بازیکنان به یک بُعد عجیب منتقل شدند، بعدی به نام Inbetween. جایی که اختلالی به شکل پروانه بوجود آمد و بازیکنان را به جزیره برگرداند. کمی بعد از رویداد پروانه، یک چتر نجات در Flush Factory ظاهر شد. رها شده و شامل یک لوگو از کره جغرافیایی در بین لنز های دوربین. رباتی به نام A.I.M. شروع به دیده بانی جزیره کرد. به دنبال این دیده بانی کمی بعد یک توده یخ بزرگ در دوردست ظاهر شد.

فصل 7

داستان سیزن 7 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 7 چپتر 1 بازی فورتنایت

در تاریخ 6 دسامبر، توده یخی با قسمت جنوبی نقشه برخورد کرد و Flush Factory و Greasy Grove را زیر برف دفن کرد. توده یخی مناطقی از جزیره را برفی کرد، از جمله Happy Hamlet، Frosty Flights، Polar Peak و Expedition Outposts که همه حاوی علامت هایی بودند که در Flush Factory و Frosty Flights دیدیم. Polar Peak نیز به تدریج ذوب شد و شهری به دور یک قلعه را آشکار کرد، که یک پادشاه یخی و یک زندانی داشت.

در تاریخ 15 ژانویه 2019، پادشاه یخی، یک کره یخی و یک تکه از مکعب داخلش در بالای Polar Peak ظاهر شدند. چند هفته بعد کره منفجر شد و پادشاه یخی را آزاد کرد. او با استفاده از قدرتش یک نسخه یخی بزرگ از خودش درست کرد و یک موج عظیمی از برف را احضار کرد و کل جزیره از برف پوشیده شد. هرم های برفی بزرگی را درست کرد که باعث ایجاد هیولا های برفی شد. در پی رویداد Ice Storm زندانی توانست فرار کند و به سمت جنگل Wailing Woods برود. قدرت هایش به آرامی افزایش پیدا کرد و باعث شد که برف به سمت جنوب جزیره عقب نشینی کند و ذوب شود، همچنین باعث شد که درخت های دوباره قهوه ای شوند. زندانی، با استفاده از یک مراسم مذهبی توانست به شکل عادی خودش برگردد و با پادشاه یخی مبارزه کند. کمی بعد زمین لرزه هایی شروع به رخ دادن کردند و باعث چند ترک روی سطح زمین و حتی یک ساختمان جدید در Tilted Towers شدند.

فصل 8

داستان سیزن 8 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 8 چپتر 1 بازی فورتنایت

در تاریخ 28 فوریه، زندانی از قدرتش استفاده کرد تا Wailing Woods را به یک جنگل بزرگ و همچنین یک آتشفشان تبدیل کند. او همچنین Lazy Link و بخش هایی از Tomato Temple را نابود کرد. در نسخه اصلی Lazy Link، یک دریاچه بوجود آمده بود، یک مکان مناسب برای دزدان دریایی، که با نام Lazy Lagoon شناخته میشد. در پاسخ به خلق جنگل توسط زندانی، یک پایگاه اعزامی در The Block بوجود آمد.

سپس آژانس تحقیقاتی مخفی بازگشت و یک حفاری جدید را در غرب Paradise Palms آغاز کرد. این حفاری باعث ایجاد یک حفره بزرگ روی زمین پر از جمجمه شد و دریچه هایی در اطراف آنجا بوجود آورد. منطقه حفاری دوم در مکانی متروکه و آزاد به نام Dusty Divot آغاز شد. این حفاری باعث ایجاد حفره ای در زمین شد که در انتهای آن مواد مذاب یافت میشد. سومین منطقه حفاری در شرق Loot Lake آغاز شد، که لایه ای عظیم از فلز را نمایان کرد که یک ذخیره بزرگی از سکه و طلا را در زیر جزیره پنهان میکرد. چهارمین و آخرین حفاری در مرکز Loot Lake آغاز شد. انبار بزرگی در قسمت زیرین منطقه پیدا شد و آژانس تحقیقاتی مخفی یک پایگاه در Loot Lake ساخت.

سپس پنج نوشته باستانی در جزیره بوجود آمد و نهایتا همه آنها به Loot Lake منتقل و روی انبار گذاشته شدند و انبار شروع به باز شدن کرد. اولین نوشته به آرامی از Lucky Landing در جزیره حرکت کرد. دومین نوشته در بالای Loot Lake ظاهر شد و به سه عدد Beam نیاز داشت تا به انبار بازگردانده شوند. سومین نوشته معلوم شد که در کلاب رقص گیر افتاده است و برای تلپورت آن به Loot Lake نیاز به رقصیدن بود. چهارمین نوشته روی یک تپه در شمال Tilted Town بود و برای تلپورت به 9 آجر نیاز بود. پنجمین نوشته در بالای آتشفشان قرار داشت و برای تلپورت نیاز بود تا به آن آیتم داد. با بازگشت تمام نوشته ها به انبار، آتشفشان شروع به دود کردن کرد و به نظر می آمد که در حال فوران است.

در تاریخ 4 مه، انبار باز شد و بازیکنان میتوانستند وارد آن شوند، در داخل انبار دروازه ای برای ورود به بُعد Inbetween وجود داشت. جایی که میتوانستیم انتخاب کنیم کدام آیتم را از انبار بیرون بیاوریم. اسلحه Drum Gun در آخر بیرون آورده شد. در طی این رویداد آتشفشان فوران کرد و نیمی از Retail Row را نابود کرد و آسیب زیادی را به صخره Polar Peak وارد کرد و بخش زیادی از Tilted Towers را نیز نابود کرد، به علاوه ساختمانی که جایگزین ساختمان های ویران شده بود.

فصل 9

داستان سیزن 9 چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 9 چپتر 1 بازی فورتنایت

در تاریخ 9 مه، بقایای Tilted Towers و Retail Row توسط Neo Tilted و Mega Mall جایگزین شدند. نسخه آینده گرایانه تری نسبت به ساختمان های قدیمی. آتشفشان هم تبدیل به کارخانه Pressure Plant شد که تحت کنترل آژانس تحقیقاتی مخفی بود. اکثر تکنولوژی های جدید مثل Slipstream و… توسط انرژی انبار قدرت میگرفتند.

چند هفته بعد از تغییرات آینده گرایانه، Polar Peak فرو ریخت و هیولایی یک چشم از آن بیرون آمد و به درون آب فرار کرد. میتوانستیم به صورت تصادفی هیولا را در حال شنا کردن در آب های نقشه ببینیم. زمان زیادی از فرارش نگذشته بود که به یک سازه در Snobby Shores که از وایکینگ ها محافظت میکرد حمله کرد. کمی بعد به یک ساختمان مدرن در Pleasant Park حمله کرد و یک ساختمان بزرگ را در Loot Lake خراب کرد، همچنین آسیبی به کابل های برق در Neo Tilted وارد کرد.

در آماده سازی حمله ای دیگر، Pressure Plant برای ساخت “مکا” تبدیل به منطقه ساخت و ساز شد. رباتی غول پیکر ساخته شده توسط سینگولاریتی، موجودی که از انبار آزاد شد. چند روز بعد از اینکه کار ساخت مکا پایان یافت، هیولا که با نام بلعنده سناخته میشد باری دیگر حمله کرد. هیولا از شمال غربی آب در Lazy Lagoon ظاهر شد و به سمت انبار رفت و سعی در وارد شدن به آن داشت. مکا فعال شد و علیه بلعنده جنگید. اما بلعنده خیلی قوی تر از مکا بود. مکا ورودی انبار را نابود کرد و از نکسوس استفاده کرد (عاملی که به انبار قدرت میبخشد) و بلعنده را با استفاده ازشمشیری از Neo Tilted کشت. سپس مکا به فضا رفت و شمشیر سینگولاریتی به همراه بقایای سر بلعنده را در آنجا رها کرد. گرچه نکسوس بدون پوشش بود و شروع به ترک خوردن و ناپایدار شدن کرد.

فصل X (سیزن 10)

داستان سیزن 10 (X) چپتر 1 بازی فورتنایت
داستان سیزن 10 (X) چپتر 1 بازی فورتنایت

کمی بعد از رویداد رو در رویی نهایی، نقطه صفر منفجر شد و زمان را بهم ریخت، این کار باعث شد تا Dusty Divot و Dusty Diner به شکل قبلی شان یعنی Dusty Depot و کارخانه برگردند و زمان تا 4 ثانیه قبل برخورد شهاب سنگ به عقب بازگردد، گرچه حالا به یک مکان یخ زده تبدیل شده است. دانشمندی از شهاب سنگ بازگشت و کنترل Dusty Depot را به دست گرفت و در آنجا مستقر شد. در همین حین مشغول ساخت دستگاهی به نام Rift Beacon شد. این دستگاه قابلیت اضافه کردن مکان جدید و بازگرداندن مکان های قدیمی را دارد. سپس با این دستگاه Neo Tilted را به Tilted Town تبدیل کرد، منطقه ای که بازیکنان اجازه ساخت و ساز یا خراب کردن چیزی را نداشتند. باری دیگر دانشمند با دستگاه Rift Beacon ، Mega Mall را به Retail Row تبدیل کرد، گرچه در آنجا تعداد بی شماری هیولای مکعب ظاهر میشد. استفاده سوم از این دستگاه با شکست مواجه شد و استادیوم را به یک استادیوم تخریب شده پر از لوت های مختلف تبدیل کرد. استفاده بعدی، تبدیل کردن موقتی Pueblo و Trucker’s Oasis به Pandora (POI) بود. مکانی که درون یک هاله دایره ای قرار داشت و نوار سپر یا شیلد بازیکنان را پر میکرد. دانشمند اولین دستگاه Rift Beacon اش را در این مکان نگه داشت و دومین Rift Beacon را ساخت و در Fatal Fields از آن استفاده کرد و باعث ایجاد یک جزیره شناور جدید شد.

در استفاده بعدی این دستگاه، Greasy Grove ِمنجمد شده به نسخه ای دیگر از خودش تبدیل شد. به نسخه ای که دیگر زیر یخ نبود و لازم نبود که بازیکنان با تاکو ها برقصند. در استفاده بعدی Paradise Palms را به Moisty Palms تبدیل کرد، نسخه ای ترکیبی از Paradise Palms و Moisty Mire، جایی که بازیکنان میتوانستند به اشیای اطرافشان تبدیل و قایم شوند. استفاده بعدی از دستگاه، تبدیل Tilted Town به گاتهام سیتی بود. جایی که بازیکنان میتوانستند با شنل بتمن پرواز کنند و جا به جا شوند. آخرین استفاده این دستگاه تبدیل Depot Race Track را به Starry Suburbs تبدیل کرد. نسخه مدرن از خرابه های Starry Suburb Ruins. در پی ایجاد هر کدام ازین تغییرات و استفاده های دستگاه، چند ترک در آسمان ایجاد کرد. پس از آخرین استفاده از Rift Beacon، دانشمند از آنها و تکنولوژی B.R.U.T.E استفاده کرد تا موشکی که در Dusty Depot بود را بازسازی کند.

سپس دانشمند شروع به ضبط نوار هایی کرد که به او کمک کرد تا هدفش را به یاد داشته باشد، کار کردن با گروهی از هفت ویزیتور برای شکستن حلقه تکرار زمان که جزیره در آن گیر کرده است.

نوار ها:

1– کاری که ما هفت نفر میخواهیم انجام دهیم خیلی خطرناک است. من مشکوک به این هستم که شاید آنها تنها کسانی نباشند که در حال تماشا اند. اما این کار باید انجام شود وگرنه پل را برای همیشه از دست میدهیم.

2– من فکر میکنم هیچکس تا به حال شکل گیری جزیره را محاسبه نکرده است. این ماده بین بُعدی به جای ایجاد مشکل، مشکل را حل میکند. اما حالا تنها بودن من آن را اجتناب ناپذیر کرده است.

3- وقتی این را دوباره گوش میکنم، بهم کمک میکنه به خاطر داشته باشم؟ یا وقتی حلقه زمانی تکرار شد من هم مثل همه سکوت میکنم؟ مهم نیست. به نظر میاد اقدامات احتیاطی مفصل من جواب داد.

4- آن نظریه غیر قابل فهم یک موفقیت بود! من… ما… شما از حلقه بیرون آمدید، دقیقا در لحظه گسترش. این کار به صورت تاثیر گذاری سینگولاریتی را متوقف کرد و به ما فرصت داد تا دستگاه هایی که برای سینک کردن اتصال لازم داشتیم را تهیه کنیم.

5- چیزی که در نظر نگرفته بودم این بود که باید از درون حلقه زمانی دستگاه را روشن میکردم. پس این نوار های عجولانه و مسخره، و دلیل اینکه تو… من در حلقه زمانی گیر کردم.

6- فانوس را درست همان لحظه ای که این تایمر صفر میشود فعال کن. نقطه صفر باید بار دیگر محدود شود. اگه آنها درست باشند، این پایان خواهد بود.

در تاریخ 13 اکتبر، باری دیگر موشک پرتاب شد. به درون یک شکاف رفت و از Greasy Grove به سمت Lonely Lodge پرواز کرد. شش موشک دیگر از ترک های آسمان ظاهر شدند. موشک ها روی هم یک شکاف خیلی بزرگ در بالای شهاب سنگ تشکیل دادند، درست قبل اینکه شهاب سنگ دوباره حرکت کند و به درون شکاف برود. موشک اول دوباره برگشت و به سمت نقطه صفر در Loot Lake حرکت کرد. موشک با نکسوس برخورد کرد و موجی شدید ایجاد کرد. شهاب سنگ به همراه شش موشک دیگر از همان شکاف بالای Loot Lake بازگشت و با نقطه صفر برخورد کرد و هردو منفجر شدند. این انفجار یک سیاه چاله درست کرد و کل جزیره به درون سیاه چاله کشیده شد. پس از این یک از کار افتادگی دو روزه شروع شد، در این مدت بازیکنان قادر به بازی کردن نبودند. سپس پیامی از نوار ها به آرامی اطراف سیاه چاله ظاهر شد: “من تنها نبودم. دیگران بیرون از حلقه اند. حالا دیگر اجتناب ناپذیر است. ”

داستان چپتر 2 (Chapter 2)

مقدمه

قبل از ورود به فصل اول از چپتر 2، این دیالوگ به صورت رسمی نمایش داده شد:

“…{ شروع انتقال متن زیرحلقه}… …{ رمزگذاری امنیتی M7 تأیید شده است}… حوزه مهار پایدارسازی شد، پل سالم است. …{هدایت مجدد، دریافت شد}… جای تعجب دارد که حجم بسیار زیادی از ماده در اطراف پل حل شده است. نمودار و آنالیز های گسترده ای مورد نیاز است. بهترین تیم ما سخت در تلاشند. ما انتظار مقاومت داریم. و همینطور دستگاه های embedded Agent. تا جای ممکن بی سر و صدا بودیم. اما شاید الآن دیگران ما را تماشا نمیکنند. یک جهان کاملا جدید منتظر است. ”

فصل 1

داستان سیزن 1 چپتر 2 بازی فورتنایت
داستان سیزن 1 چپتر 2 بازی فورتنایت

در تاریخ 15 اکتبر، دو روز بعد از رویداد پایان، سیاه چاله از بین میرود و واقعیت و دوباره خلق میکند. بدین ترتیب، ماده اولیه جزیره مجدد سازماندهی شد و جزیره ای در چپتر دوم ایجاد شد که تفاوت بسیار زیادی با جزیره قبلی داشت. در این جزیره دو گروه به نام E.G.O. و A.L.T.E.R وجود داشت که احتمال میرفت که گروه هفت آنها را فرستاده باشد یا اینکه بر علیه هفت باشند و به صورت مداوم با یکدیگر در جنگ باشند. رهبر گروه A.L.T.E.R، Chaos Agent نام دارد که در اصل یک شخصیت خیالی از فیلمی به نام The Final Reckoning است و حالا یه موجود واقعی است و صاحب شرکت Kevolution Energy و Dirty Docks است.

در ابتدا E.G.O. و A.L.T.E.R از وجود یکدیگر خبر نداشتند. E.G.O با خیالی آسوده در یک جزیره به کار خود ادامه میداد، سرانجام E.G.O متوجه بیزینس بزرگی در Dirty Docks شد و متوجه شد که مردم و کارکنان آنجا بسیار شبیه خودشان هستند. آنها بارها با هم رویارویی داشتند و E.G.O همیشه توسط A.L.T.E.R تعقیب و ردیابی میشد اما همیشه موفق به فرار میشدند.

با اینکه هر بار موفق به فرار میشدند، Chaos Agent به صورت مخفیانه نقشه میکشید. با هدف به دست گرفتن کنترل جزیره با کمک زنی به نام سورانا، ایجاد تغییر در E.G.O و مردی به نام Big Chuggus.

فصل 2

داستان سیزن 2 چپتر 2 بازی فورتنایت
داستان سیزن 2 چپتر 2 بازی فورتنایت

درگیری های بین EGO (که حالا با نام روح شناخته میشود) و ALTER (که حالا با نام سایه شناخته میشود) تا تاریخ 20 فوریه ادامه یافت. سپس شخصی مرموز به نام میداس به روح پیوست و به رهبر گروه تبدیل شد و سازمانی را در مرکز Eye Land تاسیس کرد. سپس چندی مکان جاسوسی در کنار گوشه های نقشه ظاهر شد، مکان هایی با نام های گروتو، ریگ، قایق تفریحی و شارک. روح در نقشه مخفی شده بود و تصمیم به به دست گرفتن کنترل جزیره را داشت، در ابتدا نیز با مکان های بزرگ جاسوسی کارش را آغاز کرد. ابتدا گروتو به همراه شخصی به نام بروتوس به سایه پیوستند. کمی بعد، ریگ نابود شد و به همراه شخصی به نام TNTina تحت کنترل A.L.T.E.R قرار گرفتند. قایق تفریحی نیز تحت کنترل ددپول (شخصیت مارول) قرار گرفت که باعث شد شخصیت میوسکلز از قایق بیرون شود و به کارخانه جعبه سازی برای زندگی کردن فرستاده شود. در پاسخ به حملات سایه، شارک به یک زندان تبدیل شد و به همراه شخصی به نام اسکای به خدمت روح قرار گرفتند. میداس با کمک یک مهدس حرفه ای یک دستگاه به نام Doomsday Device درست کرد تا بتواند طوفان را کنترل کند. ظاهرا طوفان یک امتیاز مهم در برابر حلقه تکرار جزیره بود و میداس از این قضیه خبر داشت.

در تاریخ 15 ژوئن، Doomsday Device آماده فعالسازی بود. طی چند هفته قبل از فعالسازی اش، طوفان دچار چندین مشکل شد. وقتی Doomsday Device فعال شد طوفان سازمان میداس را محاصره کرد. کمی قبل از انفجار سازمان، پنج عدد ستون انرژی در اطراف سازمان ظاهر شدند و باعث شد که Doomsday Device از زمین بلند شود و خودش را آشکار کند. دستگاه فعال شد و از طریق ستون ها، انرژی ای را به درون طوفان فرستاد. سپس شروع به دور شدن از دستگاه کرد و باعث پدیدار شدن یک تشکیلات مرموز و مخفی در زیر جزیره شد، همینطور یکی از کارکنانش جان جونز، یا مامور جونزی. زمانی که به نظر میرسید طوفان عقب نشینی کرده بود و حلقه نیز متوقف شده بود، ناگهان طوفان به یک سونامی عظیم تبدیل شد. دستگاه نیز از کار افتاد و نقشه میداس شکست خورد. سازمان نابود شد و سایه ترتیب یک حمله سریع را داد که در آخر سازمان را با موفقیت تصاحب کردند.

فصل 3

داستان سیزن 3 چپتر 2 بازی فورتنایت
داستان سیزن 3 چپتر 2 بازی فورتنایت

در تاریخ 17 ژوئن، دو روز بعد از رویداد دستگاه، طوفان دیگر توانایی نگهداری سونامی را نداشت و آن را روی جزیره رها کرد. چندین بخش از نقشه به زیر آب رفتند و نابود شدند. اگرچه بخش هایی نیز نجات پیدا کردند. همه چیز به نظر خیلی آرام می آمد، سایه کنترل جزیره را بعد از بازسازی سازمان در The Authority به دست داشت. سازمان حالا تحت کنترل رهبر سایه یعنی جولز است. مکانی برای گروه شورش جدید روح ایجاد شد به نام فورتیلا، جایی برای کسانی که میخواهند برای جزیره بجنگند. گروه شورش روح توسط فردی به نام اوشن به همراه بروتوس رهبری می شود. بروتوس بعد از از دست دادن گروتو به خاطر سونامی به روح پیوست. اکثر جاسوس ها نیز بعد از از دست دادن مقر هایشان ناپدید شدند. میوزکلز کارخانه جعبه سازی خودش را به یک کارخانه ربات سازی به نام Catty Corner تبدیل کرد. جایی که پسرش کیت، ربات های خودش را میسازد و کنترل میکند.

بعد از گذشت چند هفته، سطح آب به میزان عادی خودش بازگشت. این باعث می شد که بیشتر مکان ها تا حدودی به حالت عادی برگردند در حالی که گرداب بزرگی در ربع شمال غربی جزیره باعث ایجاد حفره ای در یک شهر گمشده به نام قلعه مرجان شد.

زمان گذشت و یک سفینه فضایی در جزیره ظاهر شد و در آب سقوط کرد. سپس بعد از پایین آمدن سطح آب سفینه نیز به بالای آب آمد. به نظر میاد که دئو، فضانورد سفینه را کنترل میکند، با هدف کاوش در سیاره جدید. اما سفینه آنها خراب شده بود. او قبل از بازگشت به فضا قادر به تعمیر سفینه بود. وقتی سفینه به فضا رفت به درون یک شکاف کشیده شد و باعث شد که شکاف ها دوباره ظاهر شوند. کمی بعد سفینه به جزیره بازگشت و پشت Apres Ski فرود آمد. دئو سفینه را ترک کرد و به دنبال فضانورد دیگر، سیونا گشت. زمان گذشت و اتفاق مهمی رخ نداد. سپس درگیری بین روح و سایه ادامه پیدا کرد.

در دنیایی دیگر، تور خدای آذرخش، در آزگارد بعنوان یک پادشاه زندگی میکند. اما مدت زیادی از پادشاه شدنش نمیگذرد. گالاکتوس، بلعنده جهان ها، برای متوقف کردن یک نیروی مرگبار به کمک نیاز دارد. تور با هدف محافظت از خانه اش به او در پیدا کردن 5 سیاره کمک کرد تا گالاکتوس توانایی و قدرت مقابله با این نیور تهدید کننده بدست بیاورد. در عوض گالاکتوس به تور قول داد که قدرتی کیهانی به او بدهد تا تور از همیشه قوی تر شود. در حین جستجو برای 5 سیاره، هردو با یک شکاف حاصل از فروکش نکسوس مواجه شدند. گالاکتوس به دنبال قدرت جویی اش، نیروی قدرتمندی را از شکاف حس میکرد. سپس تور تصمیم گرفت بر علیه گالاکتوس شود و به هرکسی که در کنار شکاف وجود دارند هشدار دهد. او وارد شکاف شد و در آنسوی شکاف جزیره ای را پیدا کرد. تور در حالی که حس میکرد نیرویی در تلاش برای کنترل کردنش است، به دنبال یک موجود زنده میگشت تا به او هشدار دهد. در نهایت مردمی را پیدا کرد اما آنها نمیخواستند به حرفش گوش کنند. آنها به دنبال جنگیدن بودند. تور، درحالی که در تلاش برای قانع کردن مردم بود، شروع به از دست دادن حافظه و چکشش که در جایی از جزیره افتاده بود کرد. او تا قبل از ورود گالاکتوس فرصت این را کسب کرد تا به سیف هشدار دهد، محافظ بیفراست پل رنگین کمانی آزگارد، که سرزمین خدایان یعنی آزگارد را به سرزمین آدمیان یعنی میدگارد وصل می کند. گرچه همه آنها حافظه شان را از دست دادند.

فصل 4

داستان سیزن 4 چپتر 2 بازی فورتنایت
داستان سیزن 4 چپتر 2 بازی فورتنایت

در 27 آگوست، مدتی بعد از رسیدن شخصیت های ابرقهرمان مارول، سریعا حافظه شان را از دست دادند و به نظر می آمد که اکثر قدرت هایشان را از دست دادند. اما تور مجبور بود که هدفش از کشاندن ابرقهرمان ها به این جزیره را به خاطر داشته باشد. تمام شخصیت ها با هدف برگرداندن قدرت هایشان و مقابله با گالاکتوس به ماجراجویی هایی رفتند. دکتر دووم با مقداری حافظه و قدرتی که برایش باقی مانده بود یک خانه برای خودش به نام Doom’s Domain در منطقه Pleasant Park درست کرد. جنیفر والترز نیز توانست مکانی را برای خودش در جزیره پیدا کند. در Retail Row یک دفتر وکالت برای او ساخته شد. تونی استارک بعد از پیدا کردن یک مکان مناسب برای خودش، شروع به استفاده از یک مکان مخصوص برای دنبال کردن و مدیریت خاطراتش کرد. او شروع به درست کردن چندین چراغ راهنمای عجیب در شمال شرقی جزیره کرد. ولورین چندین ربات سنتینل که فرستاده گالاکتوس بودند را از پا در آورد و سپس در جنگل Weeping Woods پنهان شد. یک هلی کریر پرنده به نام هلی کریر 64 در یک نقطه از جزیره به عنوان یک وسیله دیده بانی برای کل جزیره مستقر شد. مکان های گشت زنی ای ایجاد شدند تا کوینجت هایی را در نقشه قرار دهند با هدف اینکه به همراه ربات های تونی استارک به دیده بانی نقشه ادامه دهند. با ادامه ماجراهای ابرقهرمان ها، به نظر میامد که درگیری بین روح و سایه بالاخره به پایان خودش رسیده است. نه تنها اینکه تعداد زیادی از افراد این دو سازمان گم شدند، بلکه خیلی از مکان ها متروکه یا منتقل شدند. فورتیلا نیز ترک شد و به زیر آب رفت و هر ساختمان دیگری که متعلق به سایه بود هم شروع به انتقال یافتن کرد.

مدتی بعد تکه هایی از خشکی شروع به ظاهر شدن در جزیره کردند، که به نظر میامد به سبب شکاف هایی باشند که تونی استارک آنها را ایجاد کرد. ابتدا یک کامیون حمل تراسک در شمال قلمرو دکتر دووم ظاهر شد. سپس یک خانه سگ در شرق Holly Hedges ظاهر شد. سپس یک مجسمه پلنگ سیاه در غرب Misty Meadows، یک کلکسیون در جنوب Retail Row و در آخر پارک قهرمانان در شرق Weeping Woods. در این حین دستگاه های تونی استارک شروع به روشن شدن کردند و چراغ راهنما به آسمان فرستاده شدند. آنها شروع به ایجاد یک حصار نیروی عجیب در شمال غربی جزیره کردند. اکثرا بالای Frenzy Farm. این اتفاق باعث ظاهر شدن بزرگترین تکه خشکی شد که به روی Frenzy Farm افتاد. این تکه بخش شمالی نیویورک بود. محل استقرار شرکت صنایع استارک، مقر جدید برای تونی استارک، همچنین جایی برای نقشه کشیدن با هدف مقابله با گالاکتوس.

در حینی که قهرمانان شروع به پس گرفتن حافظه و قدرت هایشان کردند، شروع به کشیدن نقشه برای مقابله با گالاکتوس کردند. تونی استارک شروع به درست کردن اتوبوس های جنگی پیشرفته ای با استفاده از تکنولوژی خودش کرد. احتمالا برای داشتن سلاحی برای جنگیدن یا فرار کردن. همزمان با این اتفاقات شخصیت های مارول بیشتری شروع به رسیدن به جزیره کردند. تنها چیزی که باقی مانده بود، آمدن گالاکتوس بود. اولین نمایی که از او پدید آمد پیکر بزرگش در آسمان بود که مثل یک شهاب سنگ بزرگ به سمت زمین میاید. در نهایت او به جزیره آمد و شروع به نظاره کردن جزیره کرد. سپس در تاریخ 21 نوامبر شمارش معکوسی از 10 روز شروع شد.

در اول دسامبر، شمارش معکوس به پایان رسید و گالاکتوس شروع به کار کرد، تا جای ممکن به جزیره نزدیک شد. گالاکتوس جسم خیلی بزرگی دارد، به طوری که یک دست او کل جزیره را پوشش میدهد. گالاکتوس بعد از رو در رو شدن با بازیکنانی که روی هلی کریر در بالای The Ruins ناظر اتفاقات بودند، گفت آگاه باشید، من گرسنه ام. سپس او ضربه ای را به هلی کریر وارد کرد و باعث شد که هلی کریر در آب سقوط کند. بازیکنانی که روی هلی کریر بودند به هوا پرت شدند و شروع به سقوط کردن کردند. خوشبختانه مرد آهنی به موقع رسید و به همه جت پک داد و به همه گفت که به کمکشان نیاز دارد. گالاکتوس دست بزرگش را بالای جزیره قرار داد و با یک پرتو لیزر قرمز به The Ruins ضربه زد. جایی که نقطه صفر را بیرون کشید و شروع به جذب قدرت آن کرد. اما نقطه صفر شروع به مقاومت کرد و مرد آهنی از آن استفاده کرد تا بقیه را به Inbetween ببرد. جایی که مرد آهنی از حلقه استفاده کرد تا مقدار بسیار زیادی اتوبوس جنگی تولید کند. او اتوبوس ها را ارتقا داد و آنها را با سلولهای گاما پر کرد تا مثل یک بمب بسیار قدرتمند عمل کنند. تونی استارک نقشه اینطوری توصیف کرد که قبل اینکه گالاکتوس نقطه صفر را جذب کند باید اتوبوس ها را به سمت دهان او ببریم. سپس گالاکتوس اشیایی به نام گرگر را احضار کرد تا مرد آهنی را متوقف کند. گرچه مرد آهنی تمام اتوبوس ها را به نبرد فرستاد. تمام اتوبوس ها در حالی که او در حال جذب کردن نقطه صفر بود به سمت گالاکتوس پرواز کردند و همزمان گرگر ها را نابود میکردند. وقتی نقطه صفر شروع به ضعیف شدن کرد سیاره های اطرافش پدیدار شد، یک اتوبوس جنگی برای گالاکتوس بوق زد تا توجه او را جلب کند. گالاکتوس بازیکن را میبیند و شروع به حمله به او میکند. تور و ولورین به بازیکن برای مقابله با گالاکتوس کمک کردند. تمام اتوبوس ها به سر گالاکتوس رسیدند و همانطور که انتظار میرفت گالاکتوس اقدام جذب کردن اتوبوس ها کرد. اتوبوس ها منفجر شدند و گالاکتوسرا شعیف کردند، سپس یک شکاف ایجاد شد و او را به دنیای خودش برد. گالاکتوس شکست خورد. در این حین سازمان Imagined Order در حالت خطر قرار داشت. مامور جونزی در دفتر خودش خواب بود تا وقتی که آژیر خطر به صدا در آمد و نفس نفس زنان بیدار شد.

فصل 5

داستان سیزن 5 چپتر 2 بازی فورتنایت
داستان سیزن 5 چپتر 2 بازی فورتنایت

در پی پیامد های نبرد برای نجات جزیره، مامور جونزی در دفترش بیدار میشود و تلفن را جواب میدهد. یک زن مرموز به او گفت که مافوق اش است. همچنین گفت که نقطه صفر نابود نشده است و هنوز ناپایدار و بدون محافظت است. حالا مامور جونزی باید به حلقه برود تا دوباره نقطه صفر را بررسی و آن را پایدار کند و دیگر نگذارد کسی از حلقه فرار کند. جونزی قبل از اینکه آن زن در پشت تلفن به او بگوید که توجه هیچ یک از اعضای هفت را جلب نکند، یک کوله پشتی که حاوی یک دستگاه شکاف عجیب است را برمیدارد، اما کار از کار گذشت و جونزی محل را ترک کرد. زمانی که نگهبانان با عجله به سمت آن محل حرکت کردند، جونزی وارد اتاقی شد که قبلا دستگاه آنجا بود. در آن اتاق او یک سیگنالی را ایجاد میکند که شکارچی های تمام دنیا ها را پیدا میکند، سرانجام 7 شکارچی بوسیله سیگنال پیدا شدند. یک توپ بزرگ حاوی انرژی به درون یک چاله بزرگ در وسط اتاق فرستاده شد. چاله ای که هنگام کشیده شدن جونزی توسط گالاکتوس به بیرون از دروازه ایجاد شد. سپس جونزی به کنار نقطه صفر تلپورت میشود و حالا هدفش پیدا کردن شکارچی ها است. سپس او با ماندالوریان، ریس، منکیک، میو، کندور، لکسا و منیس بر میگردد.

این شکارچی ها ماموریت دارند که در جزیره آشوب ایجاد کنند، چندین جایزه را جمع آوری کنند و نگذارند کسی از حلقه خارج شود. زمانی که شکارچی ها سرگرم این کار ها اند، سازمانشان در حال تصمیم گیری و نقشه کشیدن درباره قدم بعدی شان هستند. بدلیل بدون محافظت ماندن نقطه صفر، مرکز جزیره تبدیل به یک منطقه شنی پر از کریستال های بزرگ و عجیب شد. قهرمانان مارول حالا بدون اطلاع از اتفاقات بعدی، به دنیای خودشان بازگشتند. Salty Springs به Salty Towers تبدیل شد و Frenzy Farm به Colossal Coliseum تبدیل شد. همینطور اشیای متعددی از جزیره اصلی شروع به ظاهر شدن در جای قبلی شان کردند. جزیره ها شروع به ترکیب شدن کردند. همزمان، سازمان که با نام Imagined Order شناخته میشود بعالیت هایش بیشتر شد. ابتدا آنها یک قلعه بزرگ در شمال جزیره ساختند که یک قلمرو نظامی وسیع با یک جنگل بزرگ بود. همچنین IO یک پناهگاه شکارچی در مرکز جزیره ساخت که شکارچی ها تا وقتی در این جهان هستند در آنجا می مانند.

اکنون IO بیشتر خودش را نشان میدهد، به همین دلیل توجه مردم را به خود جلب کردند. البته مردم خیلی اطلاعات زیادی درباره آنها نداشتند، یک نفر وجود دارد که زمان زیادی است در این جزیره زندگی میکند. او در کنار و گوشه های جزیره نزدیک Camp Cod و Bunker Jonesy پنهان شده است. او در مدت طولانی که در معرض قدرت کامل حلقه بوده است و میتواند همه چیز را ببیند. او چند دهه در حلقه گیر افتاده بود و شروع به دیدن تصاویری از حلقه و رویداد های آینده و گذشته کرده بود. او به دیدن این تصاویر ادامه داد و حالا میداند که راه فرار از این حلقه چیست اما در حال حاضر حتی فکر کردن به آن هم خیلی خطرناک است.

داستان های کوتاه بازی فورتنایت

 فود فایت

داستان فود فایت (Food Fight) بازی فورتنایت
داستان فود فایت (Food Fight) بازی فورتنایت

فود فایت یک مبارزه بین Tomatohead و Beef Boss بود که در طول تاریخ جزیره با هم رقابت داشتند. فود فایت با روی کار آمدن این دو شرکت آغاز شد. مکان استقرار شرکت پیتزاپیت که متعلق به Tomatohead است در Tomato Town بود. و مکان استقرار شرکت دوربرگر که متعلق به Beef Boss است در Greasy Grove بود. گرچه در آن زمان دشمنان خیلی سرسختی باهم نبودند، اما با این حال تنش های کوچکی بین آنها وجود داشت.

بعد از رویداد انفجار، سکاف ها شروع به ظاهر شدن در اطراف نقشه شدند، در نهایت هردو مجسمه سر چرخان پیتزا پیت را خراب کرد، همینطور مجسمه سر نمادین دوربرگر. از آن زمان، این دو مکان تغییرات زیادی کردند. شهر Tomato Town به معبد Tomato Temple تبدیل شد، این تغییر باعث شد که پیتزا پیت تقریبا ناپدید شود. کمی بعد، دوربرگر بدلیل مشکلات بهداشتی مجبور به تعطیل کردن ساختمان اصلی اش شد. کمی بعد از تعطیلی دوربرگر، دو کامیون کوچک در Greasy Grove ظاهر شد، یکی از آنها متعلق به پیتزاپیت و دیگری متعلق به دوربرگر بود. درگیری آنها با مسابقه دادن کامیون ها به دور جزیره ادامه یافت. فود فایت جدی تر ادامه یافت و یک حالت بازی موقت به نام Food Fight LTM به بازی ادامه شد و حتی بعدا دنباله ای به نام Food Fight: Deep Fried برای ادامه درگیری هایشان به بازی اضافه شد.

بعد از جا به جایی های زیاد دور جزیره هر دو شرکت تصمیم گرفتند که در Retail Row مستقر شوند و نسخه بدل و شبیه نسخه اصلی ساختمان هایشان را در آنجا بسازند. بعد از اتمام ساخت هردو شرکت، آنها مبارزه را کنار گذاشتند و روی شرکت هایشان تمرکز کردند. اما کمی بعد فوران آتشفشان در رویداد Unvaulting و بخش شرقی Retail Row را از جمله دو ساختمان جدید را نابود کرد.

بعد از رویداد Unvaulting، آینده روی خوش به جزیره نشان داد و Mega Mall نسخه جدید Retail Row ایجاد شد و خانه ای جدید برای پیتزاپیت درست کرد. همچنین Neo Tilted نسخه جدید Tilted Towers خانه ای جدید برای دوربرگر شد. بعد از ایجاد مناطق جدید، به نظر میرسید که این دو شرکت دوباره در آرامش سر می کنند.

مدت زیادی گذشت، فضا و زمان فرو پاشیدند و سبب آمدن یک نسخه قدیمی از ویزیتور به جزیره شد. او یک دستگاه Rift Beacon ساخت و از آن برای تبدیل Neo Tilted به مکانی بدون دوربرگر یعنی Tilted Town استفاده کرد. سپس دوباره از آن استفاده کرد تا Mega Mall را به یک نسخه قدیمی از Retail Row تبدیل کند که دیگر خبری از ساختمان های دوربرگر و پیتزاپیت نبود.

پس از رویداد پایانی که همه چیز به درون یک سیاه چاله کشیده شد، جزیره ای جدید روی کار آمد. این جزیره شامل یک کامیوت غذای دوربرگر و یک کامیون غذای پیتزاپیت بود. کمی بعد هم یک Crusty Cruiser به آن اضافه شد. گرچه دو شرکت هیچ رقابتی با هم نداشتند. آخرین آثار درگیری های این دو شرکت، در Weeping Woods و در نقطه ای به نام Greasy Graves است، جایی که مجسمه سر دو شرکت تا همیشه به همدیگر نگاه میکنند.

مدت زیادی بعد از اینکه دو شرکت به جزیره عادت کردند، فضا و زمان باری دیگر فرو پاشید. اما به جای اینکه مشکلاتی برای این دو شرکت ایجاد کند، آنها را گسترش داد. یک ساختمان بزرگ در Orchard افتاد. این ساختمان، ساختمان پیتزاپیت بود، یک نسخه قدیمی آن از زمان جزیره اصلی. همزمان نیز نسخه قدیمی ساختمان دوربرگر از زمان جزیره اصلی به درون Logjam Woodworks افتاد. کمی بعد دو شرکت، دوباره به محبوبیت رسیدند و کامیون های غذایشان را به مکان دیگری منتقل کردند تا کارشان رونق بگیرد.

همچنین یک سازمان دیگر وجود دارد که به صورت مخفیانه بر کسب و کار آنها نظارت دارد. با اینکه دو شرکت به عرصه بازگشتند باز هم کمبود یک چیز از طرف دوربرگر احساس میشد، مجسمه سر نمادین همبرگری. وقتی برای اولین در جزیره ظاهر شد، غیر قابل شناسایی بود، اما به صورت تصادفی مجسمه هایی از سر همبرگر در جزیره دیده میشد، که با آنچه در Greasy Graves دیدیم متفاوت بود. بعضی از این مجسمه ها در آسانسور IO دیده میشد. مشخص نبود که این مجسمه متعلق به ساختمان جدید است یا از جزیره قبلی آمده است.

به خاطر گنوم ها! / به خاطر خرس ها!

داستان به خاطر گنوم ها! / به خاطر خرس ها! (For The Gnomes / For The Bears) بازی فورتنایت
داستان به خاطر گنوم ها! / به خاطر خرس ها! (For The Gnomes / For The Bears) بازی فورتنایت

جنگ بین گنوم ها و خرس ها داستانی بود که پیش بینی میشد تا یک ماه به طول بینجامد. بعد از پیدایش جزیره جدید، یک کلبه کوچک ساده در شمال غربی Weeping Woods ظاهر شد. در Weeping Woods یک گروه از خرس ها زندگی میکردند و تنها هدف آنها پیدا کردن و جمع آوری تمام عسل های جزیره بود. اما یک چیز مزاحم کارشان میشد، نوم هایی که در Holly Hedges، نزدیکی خانه شان زندگی میکردند. خرس ها یکی از گنوم هایی که سعی در متوقف کردنشان داشت را اسیر کردند و درون یک قفس در زیر کلبه زندانی کردند. سپس گنوم ها از این قضیه خبر دار شدند و تصمیم به آماده سازی برای جنگ با خرس ها گرفتند. بیرون از کلبه، چندین گنوم در حال دیده بانی بودند، منتظر حمله با مواد منفجره و نجات دوست شان بودند.

مدت زیادی نگذشت و خرس ها موفق به شکست نوم ها شدند. آنها مقدار زیادی عسل از جزیره جمع آوری و ذخیره کردند تا هر زمان که خواستند بخورند. سپس در همان لحظه نوم ها حمله کردند. آنها از در بیرونی به زیرزمین آن مکان وارد شدند. خرس ها با نوم ها مقابله کردند، اما این بار نوم ها موفق بودند. آنها اکثر خرس ها را زندانی کردند و حتی یکی از خرس ها را به خاطر انتقام یکی از افرادشان کشتند. آنها یکی از خرس ها برای بازجویی بیرون قرار دادند.

مدتی بعد خرس موفق به فرار شدند و خود را برای جنگ آماده کردند. آنها تانک و فشفشه به میدان نبرد آوردند و در مقابل، نوم ها هم یک توپ و چندین ابزار کشاورزی آوردند. آنها جنگ را در شمال شرقی Weeping Woods آغاز کردند.

در نهایت، خرس ها و نوم ها به یک راه حل برای صلح رسیدند و توانستند با هم دوست شوند. در شمال شرقی Weeping Woods، خرس ها و نوم ها یک لیست درست کردند تا با هم کار کنند و دوست باشند. خرس ها و نوم های دیگر صلح شان را نوشیدنی جشن گرفتند و به نظر میامد که جنگ بین دو گروه به اتمام رسیده است.

بعد از یک سیل عظیم، اکثر خرس ها و نوم ها روی یک قایق چوبی با یک پرچم سفید زنده ماندند. اکثر خرس ها و نوم ها به انجام بازی های مختلف پرداختند در حالی که رهبران دو گروه در حال دیده بانی برای یک چیز ناشناخته بودند. در همین حین، تعدادی خرس و نوم با هم در خشکی بودند. یک نوم در یک مدت نسبتا طولانی روی برج رادیویی نشسته بود و و حالا نیز یک پرچم دزدان دریایی در همان برج افراشته کرده است. یک خرس دزد دریایی نیز در سقف یک خانه با چندین کیسه طلا بود.

عشق سنگی

داستان عشق سنگی (Rock Love) بازی فورتنایت
داستان عشق سنگی (Rock Love) بازی فورتنایت

در فصل 7 بازی، تعداد زیادی از سنگ ها در شمال شرقی جزیره گرد هم آمدند و به شکل یه مرد بزرگ در آمدند. او به نظر تنها و بی هدف می آمد. وقتی او در حال انس گرفتن با جزیره بود، گروهی دیگر از سنگ ها به شکل یک زن سنگی در آمد. که او هم هدف خاصی در سر نداشت. در نهایت آنها همدیگر را از فاصله دور پیدا کردند و با تکان دادن دست، به هم سلام کردند. آنها به خاطر یک زمین لرزه و آتشفشان نمی توانستند نزدیک همدیگر شوند.

هنگام شروع فصل 8، به نظر میرسید که داستان آنها به اتمام رسیده است، آنها تصمیم داشتند آتشفشان را دور بزنند. مرد سنگی گلی را از روی زمین برداشت. سپس دوباره همدیگر را ملاقات کردند و بین آنها مقدار زیادی مواد مذاب که از آتشفشان سرازیر شده بود وجود داشت. مرد سنگی گل را بعنوان هدیه به زن سنگی نشان داد. زن سنگی هیجان زده شد و تصمیم گرفت که از مواد مذاب بگذرد. مرد سنگی هم نگران او شد و با عجله به سمت او دوید. زن سنگی به یک نقطه امن در بالای مواد مذاب رسید و منتظر آمدن مرد سنگی شد. زن سنگی، مرد را کمک کرد و به بالا کشاند و آنها به یک زوج تبدیل شدند.

در اوایل فصل 9، آنها ناپدید شدند. باری دیگر به نظر میرسید که داستان به اتمام رسیده است. سپس آنها در قسمت شرقی جزیره، در یک جنگل ظاهر شدند. در آنجا یک زندگی را با هم شروع کردند، گل میکاشتند و یک بچه سنگی را بزرگ میکردند. کمی بعد از ایجاد شدن حس آرامش در آنها و رسیدند به هدفشان، بچه سنگی آنجا را ترک کرد تا به دنبال ماجراجویی و هدف خودش برود. هنگامی که بچه سنگی در حال گشت و گذار در جنگل بود به یک سگ سنگی برخورد و آن را نوازش کرد و خیلی سریع به دوستان صمیمی تبدیل شدند. کمی بعد خانواده سنگی دوباره ناپدید شدند ولی در نهایت برگشتند. بچه سنگی نیز دائما در جنگل بازی میکرد. سگ سنگی خیلی نزدیک بچه سنگی نماند اما از نزدیک بودن به او لذت میبرد.

روزی، بچه سنگی از لبه یک صخره آویزان شد و تا جایی که میتوانست خودش را نگه میداشت. مرد و زن سنگی او را از مزرعه دیدند و با عجله به سمت او رفتند. خوشبختانه سگ سنگی به آنجا رسید و او را به بالا کشاند. مرد و زن سنگی خیالشان راحت شد و دست هم را گرفتند. سپس در اوایل فصل 10 خانواده و سگ سنگی ناپدید شدند. کمی بعد یک سگ سنگی در آسانسور نگهبان های IO دیده شد.

صندلی طلایی میداس

داستان صندلی طلایی میداس (The Golden Chair of Midas) بازی فورتنایت
داستان صندلی طلایی میداس (The Golden Chair of Midas) بازی فورتنایت

در فصل دوم چپتر 2، یک سازمان در بخش Eye Land (مرکز جزیره) به بازی اضافه شد. در آنجا میداس، بعنوان رهبر گروه روح، زندگی میکرد. میداس یک توانایی ویژه داشت که هر چیزی را که با دستان طلائی خودش لمس میکرد تبدیل به طلا میشد. او در اتاق ملاقات این سازمان، یک صندلی از جنس طلا داشت که خیلی هم به آن توجه نمیشد اما خیلی ها آرزوی آن را داشتند.

در نهایت یک دزد یا گروهی از دزد ها، یواشکی وارد سازمان شدند و صندلی طلای میداس را دزدیدند. آنها یک نقشه کامل برای بعد از دزدیدن صندلی داشتند، آنها میخواستند صندلی را بر روی یک قایق که با آن به جزیره آمدند قرار دهند. آنها به سمت غرب حرکت کردند، جایی که یک ماشین در خشکی با یک طناب منتظر شان بود. هنگامی که به خشکی رسیدند با عجله به سمت Salty Springs حرکت کردند و در یک ساختمان آبی پنهان شدند، طناب را در بالای پله ها گذاشتند، میز قدیمی را با صندلی طلائی جایگزین کردند، سپس پوستر استخدام روح را از روی دیوار برداشتند و با نفرت به سطل زباله انداختند. صندلی به طرز غیر قابل پیش بینی وزن زیادی داشت و به طبقه پایین افتاد و خرابی زیادی را به بار آورد. در نهایت ساختمان آبی تعمیر شد و صندلی رئی یک قایق گذاشته شد و به زودی قرار بود که جزیره را ترک کند.

اما در نهایت صندلی دوباره پیدا شد و بعد از ترک جزیره به سایه داده شد. کمی بعد، صندلی به وسایل معبدی در طبقه آخر سازمان سایه اضافه شد. کمی بعد از پیدا شدن صندلی، تبدیل به بخش کلیدی بازگشت میداس در مراسمی در طبقه آخر شد و باعث ایجاد یک انفجار عظیم شد. و آن سازمان را به یک خرابه تبدیل کرد. همراه با آسیب وارده، بخش تاریک میداس کهسایه میداس نام داشت بیدار شد. مه تاریکی کل جزیره را در بر گرفت. حالا، سایه میداس با فکر انتقام در خرابه های سازمان با GHOST Henchmen و ارتش سایه اش زندگی میکند. گرچه این وضعیت خیلی دوام نیاورد و میداس بالاخره شکست خورد و باعث شد تا ارتش و مه تاریک جزیره ناپدید شود.

حالا صندلی به همراه آیتم های طلای دیگر در یک آلونک کوچک در lazy lake. هیچکس از تصمیمات و قصد میداس خبر ندارد، اما چیزی نیست که انتظارش را داشته باشیم.

رفقای مرجانی

داستان رفقای مرجانی (Coral Buddies) بازی فورتنایت
داستان رفقای مرجانی (Coral Buddies) بازی فورتنایت

در فصل سوم چپتر 2، یک جزیره کوچک در شمال غربی جزیره و شرق Sharky Shell ظاهر شد. گروهی از مرجان ها، که با نام رفقای مرجانی شناخته میشدند، به جزیره آمدند و در آنجا شروع به زندگی کردند. چیزی نگذشت که مرجان های دیگری به همراه کشتی دزدان دریایی به آنها اضافه شدند و مشغول ماهی گیری شدند. آنها به زودی قرار بود خانه های چوبی در آنجا بسازند و زندگی کنند.

کمی بعد، رفقای مرجانی از عصر چوبی به عصر سنگی راه پیدا کردند و شروع به ساخت خانه های پیشرفته تر و اهرامی شبیه به اهرام مصر کردند. مرجان ها همچنین شروع به گسترش قلمرو شان به سمت زمین های اطراف کردند و سپس مجسمه های ابوالهول را ساختند. آنها خیلی سریع پیشرفت های دیگری داشتند و حتی به عصر بعدی راه یافتند. در نهایت آنها یک فضاپیما ساختند و به فضا فرستادند و بزرگترین دستاوردشان را رقم زدند.

در نزدیکی جزیره یک کشتی دزدان دریایی خراب با مواد شیمیایی درون آن پیدا شد. دانشمندان مرجانی این مواد را دستکاری کردند و یک انفجار بزرگ اتمی رخ داد. این انفجار تا جزیره رفقای مرجانی هم رسید و باعث ایجاد مشکلاتی جدی شد و ساکنان آنجا را به موجوداتی سایبورگ مانند تبدیل کرد. سپس آنها جزیره شان را ترک کردند تا نابود شود. جزیره به زیر آب رفت تا برای همیشه فراموش شود.

نوشیدنی

داستان نوشیدنی (Super Slurp Juice) بازی فورتنایت
داستان نوشیدنی (Super Slurp Juice) بازی فورتنایت

در فصل چهارم چپتر 2، گروهی کوچک از نوم ها با بخش شمال غربی جزیره و جنوب غربی Apres Ski آشنا شدند. تمام نوم ها به واسطه چیزی به نام گفتگوی نوم تاک با آنجا آشنا شدند که اشاره به نمایش تد تاک داشت. نوم اصلی یک نوم با ظاهری کاملا متفاوت با یک کلاه آبی بود، که نوشیدنی ای جدید به نام Super Slurp Juice را معرفی میکرد. این نوشیدنی به نظر میامد که به واسطه پوستر ها و تابلو های تبلیغاتی در میان نوم ها به محبوبیت رسیده بود. اما در آخر نوم اصلی با خوردن این نوشیدنی منفجر شد و معلوم شد که خوردن آن یک واکنش انفجاری دارد و کار این نوشیدنی با یه فاجعه خجالت آور تمام شد.

کمی بعد از این حادثه، محبوبیت این نوشیدنی از بین رفت. تمام پوستر ها و تابلو های تبلیغاتی با اسپری رنگ شدند و آینده این برند به صورت نامشخص رها شد. سپس شخصی ظاهر شد که در خانه ارواح پنهان شده بود. او با استفاده از اشیا و ابزار های این برند نوشیدنی، در زیرزمین آنجا یک پناهگاه و سه ربات و یک نقشه با سه علامت روی آن درست کرد. او یک نوم خاص با کلاهی قرمز بود که بخشی از بدنش آهنی بود. هدف او استفاده تسلیحاتی از نوشیدنی Super Slurp Juice بود تا بتواند مکان هایی در نقشه را منفجر کند.

نوم های بیشتری خودشان را نشان دادند، حتی گروهی تشکیل دادند تا با این شخص مبارزه کنند و یا اینکه به او کمک کنند تا به هدفش برسد. چندین بشکه از این نوشیدنی به همراه مواد منفجره در مکان های علامت گذاری شده ظاهر شد. گرچه نوم ها توانستند این بشکه ها را پیدا و خنثی کنند، سپس آن نوم مرموز نقشه بعدی اش را شروع کرد.

نوم آهنی نقشه حمله بعدی اش را اجرا کرد. در ابتدا ارتش کوچک ربات هایش را به مکان های مختلفی فرستاد تا با تصاویری از خودش را بکشند. سپس تصمیم گرفت که به Slurpy Swamp، مبع نوشیدنی، نفوذ کند. او تصمیم داشت که دیوار Slurpy Swamp را نابود و ساختمان اصلی آنجا را با مواد شیمیایی پر کند. گرچه نقشه او برای باری دیگر شکست خورد. بعد از پاکسازی ساختمان اصلی قبل از ایجاد هر خطری، نوم آهنی با یک جتپک در حال فرار بود که در این راه نیز شکست خورد و در بیرون ساختمان اصلی سقوط کرد، جایی که بقایا اش در آنجا باقی ماند. یک یادبود برای او ساخته شد، که احتمالا توسط ربات هایش ساخته شده بودند. آنها بقایایش را دفن کردند و یک مجسمه به احترامش ساختند و تعدادی گل در اطراف مجسمه قرار دادند. سپس ربات ها ناپدید شدند و از آن روز به بعد هرکسی که از نزدیکی مجسمه رد میشد میتوانست به نوم آهنی ادای احترام کند.

بعد از روح و سایه

داستان بعد از روح و سایه (Post Ghost Shadow) بازی فورتنایت
داستان بعد از روح و سایه (Post Ghost Shadow) بازی فورتنایت

بعد از شکل گیری جزیره جدید، درگیری های زیادی بین دو گروه وجود داشت. این گروه ها در گذشته با نام های E.G.O و A.L.T.E.R شناخته میشدند و حالا روح و سایه. آنها تا یک مدت خیلی طولانی با هم در جنگ بودند. با تغییرات زیادی که در جزیره ایجاد شد، مشخص شد که نبرد آنها هرگز به پایان نمیرسد.

در فصل چهارم چپتر 2، درگیری بدون توقف آنها با شکست چندین رهبر و آدمکش و از دست رفتن چندین مکان و ساختمان به پایان رسید و هیچکدام برنده نبرد نشدند. نبرد آنها زمانی متوقف شد که هیچکدام از طرفین افرادی برای مبارزه نداشتند. در Retail Row، یکی از آخرین آدمکش های روح به میدان آمد. او به فروشگاهی که در گذشته متعلق به هردو طرف یعنی روح و سایه بود و کمی بعد سایه کنترل کامل آنجا را به دست گرفت، رفت. حالا که سایه دیگر کنترل فروشگاه را در دست ندارد، آدمکش روح به آنجا رفت تا تجهیزاتی که باقی مانده است را بردارد. در همین حین، سازمان رها شده و متروکه بود. خیلی از تجهیزات آنجا آماده برداشتن بود، البته اگر کسی تا الان آنها را بر نداشته بود. راهرو های سازمان پر از تار عنکبوت شده بود و تنها یک آدمکش سایه باقی مانده بود. او یک یادگاری برای قدردانی از بروتوس در طبقه آخر به جا گذاشت و تصمیم داشت که زندگی گذشته اش را فراموش کند. هر دو آدمکش درباره آینده شان نامطمئن بودند.

روزی، هر دو آدمکش به Gas N’ Grub، جایی در بین سازمان و Retail Row رسیدند. اما با هم مبارزه نکردند و تصمیم گرفتند که راه دیگری را پیش بگیرند و با هم دوست شوند. در ابتدا با هم مسابقه رقص دادند و هر دو از این کار لذت بردند. در آخر آنها به دوستانی خوب تبدیل شدند.

هیجان انگیز بود که ببینیم دوستی آنها به کجا کشیده میشود، آنها به Lazy Lake رفتند، کمی پایین تر از Gas N’ Grub. به هتلی در آنجا رفتند و تصمیم گرفتند کمی در آنجا بمانند. ابتدا شروع به پخت غذا در بیرون از آنجا کردند. از غذا لذت بردند و پس از آن جلوی تلوزیون رقصیدند. سپس دوباره به بیرون از هتل رفتند و باری دیگر رقصیدند، کمی با توپ بازی کردند و در نزدیکی استخر گیتار زدند.

سپس با هم جزیره را گشتند. آنها به سدی در غرب Lazy Lake به نام Hydro 16 رسیدند و جایی در جنوب آنجا خانه ای پیدا کردند. آدمکش دوستش را در خانه پیدا میکند و با او اطراف سد را طی میکند تا نمایی از ساختمان داشته باشد. آدمکش خوشش نیامد و تصمیم گرفت که به ساختمانی دیگر برود و در آنجا بماند.

کمی از ماندن آنها در سد گذشت و آنها باز هم باهمدیگر به سمت Sweaty Sands در شمال سفر کردند. در همان زمان، فصل هالووین بود و آنها تصمیم گرفتند که روی سرشان کدو تنبل بگذارند تا هالووین را جشن بگیرند. سپس در ساحل کمی تمرین مبارزه کردند. آنها تصمیم گرفتند که به ماهیگیری بروند. بعد از گرفتن چند ماهی و رقصیدن در ساحل، احساس گرسنگی کردند. پس در نزدیک ترین رستوران تاکو سفارش دادند و همچنین در اسکله پیتزا خوردند. آنها هنگام لذت بردن از غذایشان متوجه یک مکان فیلمبرداری در اسکله شدند و تصمیم گرفتند که برای دوربین دست تکان دهند و به فروشگاه بروند و کمی شکلات بخورند.

وقتی هالووین به اتمام رسید، دوباره آماده مسافرت شدند. خیلی سخت بود برایشان تا آنجا را ترک کنند. آنها به Craggy Cliffs رفتند تا تجهیزاتی برای مسافرت بردارند. سپس به یک فروشگاه رفتند تا مجله و خوراکی بخرند، همچنین به یک فروشگاه دیگر تا غذا بردارند. بعد سر زدن به یک رستوران استیک بزرگ، تصمیم گرفتند تا به یک مغازه کمپینگ بروند تا یک قایق خوب و یک چادر عالی برای مسافرت بخرند.

بعد از خرید تمام تجهیزاتی که نیاز داشتند، بالاخره زمان آن رسیده بود که به اردو آرامش بخشی نیاز داشتند بروند. آنها در ساحل شرقی جزیره کمپ زدند. کار زیادی در آنجا نکردند و فقط روی صندلی نشستند و هنگام تماشای افق، به گیتار زدن پرداختند. آنها به آرامشی که همیشه می خواستند رسیدند و آینده آنها روشن بود.

کمی بعد از اینکه آدمکش ها سفر اردویی خودشان را شروع کردند، ناگهان ناپدید شدند و به نظر میامد که توسط چیزی ربوده شدند. اتفاقی که برای آنها افتاد هنوز نامشخص است اما حالا آدمکش ها سرگردان و حیران اند و اکنون به ندرت در آسانسور های IO  به جای جوخه محافظ ظاهر می شود.

 

داستان بازی های ویدیویی را از سایت پلی مگ دنبال کنید!

در صورت استقبال شما عزیزان از این مقاله، داستان بازی فورتنایت را به صورت ویدیویی در چنل یوتوب (به صورت گسترده تر) آپلود می کنیم.

منبع: سایت پلی مگ

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 2 میانگین: 3]
17 دیدگاه
  1. ایلیا مهرورز می گوید

    پشمااممم
    دمتون گرم

    1. مهدیار می گوید

      💛🖤

  2. mahdi می گوید

    دمتون گرم عالیه🌹

    1. مهدیار می گوید

      ❤❤

  3. Iliya می گوید

    عالی و کامل☘

    1. مهدیار می گوید

      ❤❤❤

  4. پرهام می گوید

    عالی اون دو نفر گوست و شدو بعضی اوقات تو وپینگ وودز تو اسانسور io گارد ها میان

    1. مهدیار می گوید

      آره درسته

  5. M1794 می گوید

    مثل همیشه عالیییییییی 👌👌👌

    1. مهدیار می گوید

      💛🙂💛

  6. arsam می گوید

    پس داستان اون دو تا npc شاد اینه 😂😂 اگه باز هم دنس فایت بزارن خیلی خوب میشه مثلا وست تیلتد فلاس بزنن 🤣

  7. arad می گوید

    چقدر واقعا این سیزن بی روح و بد شده نه لوکیشن های خوبی داره نه بتل پس جذابی
    واقعا این فورتنایت با سیزن ها 1 یا 2 و 3 این چپتر اصلا قابل مقایسه نیست وقتی که میرفتیم اجنسی یا اتوریتی یا همین سیزن قبل استارک یا دکتر دوم قلب ادم وایمیستاد انقدر هیجانی و شلوغ بود و لوت های خیلی عالیی داشت
    .
    خدا کنه سیزن بعد یه حرکتی بزنن یا مایدس برگرده یا هر چیز دیگه ای . اکثر استرمیر هایی هم که میشناسم خیلی وقته که اصلا یه ویدئو از فورتنایت نزاشتن

    1. مهدیار می گوید

      👌👌👌👍💛

  8. مگارمیا می گوید

    قشنگ بود واقعا استوری لاین مخفی ای داره

    1. مهدیار می گوید

      ❤👍💛

  9. محمد جواد می گوید

    فوق العاده بود

    1. مهدیار می گوید

      💛💛💛

یک پاسخ بگذارید

ایمیل شما منتشر نمی شود